همه‌ی نوشته‌های میلاد

درباره‌ی میلاد

میلاد هستم، قبلا خودم رو توسعه دهنده وب میدونستم الان دقیقا نمیدونم چیکاره‌ام، فقط دانشجو نرم افزار رو میدونم هستم. برنامه نوشتن رو دوست دارم، هر تکنولوژی، زبان‌برنامه‌نویسی و ... ای که باهاش حال کنم میرم سر وقتش و هر وقت هم بخواب Drop میکنمش. خوشبختانه تنها سیستم عاملی که باهاش حال میکنم گنو/لینوکس هست، رو توزیع شخصی سازی شده خودم بر پایه Ubuntu Mini‌ هستم. توزیع های مورد علاقه‌ام Arch Linux, Slackware, Debian و همین نسخه شخصی سازی شده خودم هست، OpenBox و Xfce و دیگر هیچ.

آیا پیتر بیلیش زنده است؟

شخصیت مورد علاقه؟ لرد پیتر بیلیش

از دوستانتان بپرسید طرفدار کدام شخصیت Game of thrones هستند؟ دنریس، جان، تیریون بیشترین پاسخی است که دریافت می‌کنید، با کمی شانس شاید جیمی یا …؛ همه طرفدار قهرمان‌های داستان و به اصطلاح کارکترهای اصلی هستند. افرادی که در حال نبرد با یکدیگر بر سر قدرتند.

خیلی از بینندگان بدون اینکه حتی دلایل اتفاقاتی که در طول داستان رخ می‌دهد را بدانند در توهم و خیال به سر می‌برند، فارغ از اینکه بازی‌کنان اصلی افراد دیگری‌اند، درون سایه‌ها… و کارکترهای رویایی‌ داستان چیزی جز مهره‌های سوخته شطرنج نیستند.

312 روز پیش (27 آگوست 2017)، شخصیت مورد علاقه‌ام در سریال Game of thrones به شکل بسیار غیر قابل توجیه‌ای حذف شد.

مرگی که به هیچ وجه در حد و اندازه این شخصیت نبود.

مرگ پیتر بیلیش

تصاویر زیادی از واکنش مردم که دسته جمعی در حال تماشای قسمت آخر فصل هفتم سریال هستند جاهای مختلفی منتشر شده، بلافاصله پس از مرگ پیتر همه در حال خوشحالی شادی هستند انگار تیم فوتبال مورد علاقه‌اشون دقیقه ۹۰ گل زده، برای مثال اینجا.

صحنه‌‌ی مرگی که باعث شد من در همون لحظه تماشای سریال رو متوقف کنم و یک پست احساسی رو همون دقایق بنویسم و منتشر کنم: سریال Game of thrones – بازی تاج و تخت برای همیشه تمام شد.

مرگ لرد بیلیش، یک شکست به تمام معنا

اگر این پایان، پایانِ پیتر بیلیش افسانه‌ای باشه، واقعا باید برای HBO افسوس خورد چون این مرگ یک شکست واقعی برای داستان محسوب می‌شه و کاملا غیر منظقی رخ داده.

اما چرا؟
چون پیتر دقیقا در حال حرکت خلاف جهت شخصیت خودش بوده و بر خلاف تمام حرف‌هایی که می‌زدِ عمل می‌کرد، که با مشاهده پست قبل‌ام متوجه خواهید شد که چقدر این موضوع باعث عصبانیتِ من شده بود. مطلب قبل اینطور شروع می‌شه:

بعضی وقت ها … وقتی میخوام قصد و نیت یک فرد رو متوجه بشم، یک بازی کوچیک می‌کنم! بد ترین حالت رو فرض می‌کنم.

لرد بیلیش و سانسا

چرا لرد بیلیش احمق (نیست/است)؟

  • و سوال من تمام این مدت این بود که چرا؟
    • چرا پس بدترین حالت‌هایی رو که گفت در نظر نمی‌گیره؟
    • چرا کسی که همیشه ادعا می‌کرد اطلاعات قدرت هست حالا هیچ اطلاعاتی از هیچ چیز نداره؟
    • چرا کسی که همیشه بعد از اینکه نقشه‌ای رو پیاده می‌کرد قبل از اینکه اتفاقات رخ بدن محل حادثه رو ترک می‌کنه، حالا بدون هیچ محافظی صحنه رو ترک نکرده وسط اتفاقات هست؟
    • چرا کسی که همیشه چند قدم جلو تر از بقیه هست الان اینقدر کند ذهن عمل می‌کنه؟
    • چرا دست از بازی با اون خنجر‌ش بر نمی‌داره؟
    • چرا وقتی عملا بارها و بارها توسط سانسا، برن، آریا تهدید مستقیم و غیر مستقیم شده و میدونه افرادی که احاطه‌اش کردن بهش وفادار نیستند هیچ تلاشی برای نجات خودش نمی‌کنه؟

پیتر بیلیش تکیه بر دیوار

نقل از پست قبلیم:

خلاصه هر ابله‌ای تو این شرایط میدونه بهترین کاری که باید انجام بده فرار هست.

چرا پیتر حذف شد؟

همه این‌ها به همراه حرکات عجیب پیتر از فصل ۵ به بعد باعث شد به یک چیز فکر کنم! نویسنده‌ها قصد دارند که Show رو جمع کنند در حالی که رضایت عموم مردم رو جمع می‌کنند و علایق و انتظارات عموم طرفدارها رو برطرف‌می‌کنند.

سانسا استارک، آریا استارک، برن استارک

  • چطور ممکنه کسی که کل داستان رو شروع کرده، کسی که اکثر اتفاقات اساسی به دستان و افکار اون رخ دادن و ارتباطات و اطلاعات قوی‌ای داره به همین سادگی و بدون اینکه هیچ تلاشی برای نجات خودش کنه حذف بشه؟

و پاسخ بالا تمام این سوالات رو ارضا می‌کرد.

آیا لرد پیتر بیلیش زنده است؟

بعد از مرگ پیتر، تصمیم گرفتم دیگه سریال رو دنبال نکنم، ته دلم می‌خواست یک جوری پیتر زنده باشه، ایده ابتدایی این بود که با Advise هایی که به سانسا داده، الان در قالب سانسا زنده هست، فانتزی هم این بود که بپیونده به Night King، جوک هم این بود که الان که بدن پیتر رو نسوزندن، مشاور Night King می‌شه…

اما چی‌میشه اگر من اشتباه کرده باشم؟ چی می‌شه اگر کارکتر مورد علاقه‌ام واقعا به همون باهوشی که بود باقی مونده و نویسنده‌ها هم قصد ندارند رضایت عموم رو جلب کنند، بلکه تمام این مدت در تلاش بودن برای ایجاد یک twisted ending.

چی می‌شه اگر پیتر:

  • هنوز غیر قابل پیش‌بینی باشه
  • هنوز بدترین حالات رو فرض کنه
  • هنوز یک قدم از بقیه جلو تر باشه
  • هنوز به معنی واقعی اطلاعات قدرت‌اش باشه
  • هنوز وقتی جایی قرار است یک اتفاق بد که خودش طراحی کرده رخ بده اونجا رو ترک کنه

یک تئوری یک رویا

مطالبی که از این بعد اومدن تنها یک تئوری هستند، تئوری‌ای که با دقیق دنبال کردن سریال و شاید چند بار دیدن بخش‌هایی از اون می‌شه بهش پی برد، یک تئوری که رویای من رو می‌سازه، رویای زنده بودن پیتر بیلیش، یا اون طور که Hater ها صداش میزنند: Littlefinger

اساس ابتدایی این تئوری از نظر یک کاربر به اسم نئو تو رددیت گرفته شده، که نهایتا من اینجا با جزئیات بیشتر بهش می‌پردازم و نظرات و ایده‌های جانبی خودم رو بهش اضافه می‌کنم و با کنار هم قرار دادن قطعات پازل بهش معنای نهایی می‌بخشیم.

لرد پیتر بیلیش

بیاید برخی ویژگی‌های لرد بیلیش رو بررسی کنیم:

  • زیرک
  • معتقد به برخی اصول ماکیاولیسم
  • غیرقابل پیش‌بینی
  • مغز متفکر و manipulator
  • بدون هدف (نمی‌دونیم چی میخواد!)
    • A man with no motive is a man no one suspect
    • بچگانه هست که فکر کنید واقعا اهدافش رو سانسا گفته
      • Always keep your foes confused
  • خطرناک

“Littlefinger was born with no lands, no wealth, no armies. He has acquired the first two. How long before he has the army? Perhaps you’ll laugh, but I know him better than most, and this is the truth. Littlefinger is one of the most dangerous men in Westeros.”

Varys, regarding Littlefinger to Olenna Tyrell

که ما در فصل ۶ دیدیم ارتش مورد نظرش رو هم به دست آورد.

ارتش لرد بیلیش

قطعات پازل Lord Baelish

حالا بیاید یک سری قطعات رو کنار هم قرار بدیم، اول از همه نقل قولی که چند بار بهش اشاره کردم رو به خاطر بسپارید: بعضی وقت ها … وقتی میخوام قصد و نیت یک فرد رو متوجه بشم، یک بازی کوچیک می‌کنم! بدترین حالت رو فرض می‌کنم.

گفت و گو پیتر بیلیش و برن استارک

اپیزود چهار، فصل هفت. پیتر و برن در حال گفتگو هستند، که برن با گفتن جمله پیتر  chaos is a ladder غیر مستقیم این مفهوم رو انتقال می‌ده که من از گذشته‌ات مطلع هستم، تنها یک احمق ‌می‌تونه اینطور کوته فکرانه از کنار این تهدید گذشته باشه! اما کافیه که صورت پیتر رو بعد از شنیدن این جمله توسط برن ببینیم:

چهره ترسیده پیتر بیلیش

به نظر صورت یک احمق نمی‌آد، صورتی‌ که جا نخورده، در حال تفکر نیست و یا قرار هست احمقانه از کنار این موضوع رد بشه انگار که هیچ اتفاقی رخ نداده.

اینجا می‌تونید صحنه رو کامل ببینید.

حالا باید از خودش پرسیده باشه بدترین دلیل اینکه برن این جمله رو گفت چیه؟

در جای دیگری نگاه بی‌اعتمادی از آریا به پیتر می‌بینیم:

نگاه آریا استارک به پیتر بیلیش

دلیل این نگاه چی می‌تونه باشه؟ صحبت های پیتر با تایوین لنستر وقتی آریا خدمتکار تایوین بود؟ دلیل بدتر؟ برن جزئیات اتفاقات رو به آریا گفته؟

 

لرد بیلیش و سانسا استارک

سانسا خیلی وقت هست به پیتر بی‌اعتماد هست، عدم اعتماد و رفتار سرد و حتی تهدید مستقیم پیتر توسط سانسا رو بارها در ۲ فصل اخیر دیدیم. دلیل رفتار سانسا چیه؟

آخرین تلاش

همین موارد کافیه تا پیتر بخواد فرار کنه و از مهلکه جان سالم به در ببره، اما قبلش آخرین تلاش خودش برای از بین بردن خطرات رو انجام میده، اجازه می‌ده تا آریا نامه‌ای محرمانه رو به دست بیاره.

آریا استارک - نامه - لرد بیلیش
با توجه شخصیت پیتر از اون انتظار داریم تا بعد از اینکه طرحی رو  پیاده کرده، قبل از رخ دادنش محل حادثه رو ترک کنه، اما این اتفاق این‌بار رخ نمی‌ده و پیتر بدون دفاع در محل حادثه و وسط ماجرا است!

یا اینکه ترک کرده ولی ما ندیدم؟

اپیزود پنج، فصل هفت. تصویر زیر رو مشاهده می‌کنیم:


Petyr Baelish your time is upبه نظر یکی از جاسوس‌های پیتر بهش اطلاعاتی رو میده و در ازای اون چیزی دریافت می‌کنه (در ظاهر یک سکه).

  • این دختر کیه؟
  • به لرد بیلیش چی میگه؟
  • از پیتر چی می‌گیره؟

اینکه این دختر به پیتر چی گفت مشخص نیست مگر اینکه چند بار صحنه رو مجددا نگاه کنید و صدا رو تا حد قابل توجه‌ای بالا ببرید:

Your time is up

بله، اگر تا الان هیچ پیش‌بینی‌ای از اتفاقات پیش رو نکرده بود هم مطلع شده که برنامه‌هاش با شکست مواجه شدن و باید صحنه رو ترک کنه.

اما به یک جاسوس یک سکه نمی‌دهند! و در ازای هر خبر هم دستمزد نمی‌دهند، تئوری بر این پایه است که سکه‌ای که پیتر پرداخت می‌کنه در واقع یک braavosi coin است، که نمونه اون رو قبلا آریا داشته:

آریا استارک و مرد بدون چهره

ما در عین حال که می‌دونیم Faceless manها برای پول کار انجام نمی‌دهند این رو هم می‌دونیم که این سکه برای اون‌ها بسیار ارزشمند بوده و معنی خاصی داره و براش هر کاری انجام می‌دهند، همینطور اطلاع داریم که اعتقاد دارند:

Only death can pay for life

برای جزئیات می‌تونید این ویدیو رو ببینید.

پیتر بیلیش و مرد بدون چهره

پیتر هزینه‌ی سنگینی رو پرداخت کرد تا اون زن (Faceless man) در زمانی که همه تمرکز روی (حذف کردن / انتقام گرفتن) از پیتر هست، جای پیتر رو در وینترفل بگیره و نقش اون رو بازی کنه و پیتر… بلافاصله وینترفل رو ترک کرد.

لرد بیلیش در حال ترک وینترفل

ضد تئوری: اگر حواستون جمع باشه سوالی که براتون پیش میاد این هست که Faceless ها نمی‌تونند صورت کسی که نمرده رو بپوشند، اشتباه! ویدیو قبلی که بهش ارجاع داد شد رو مجددا ببینید:


آریا-استارک-بدون-چهرهبله، آریا زنده هست ولی Faceless man تونسته چهره‌اش رو استفاده کنه.

سوال! پیتر از کجا با Faceless man  در ارتباط است؟ ساده‌اش: پیتر اطلاعات و ارتباطات قوی با افراد مهم داره، با جزئیات بیشتر: فصل ۴ اپیزود ۸ Baelish اشاره می‌کنده که جد‌ِ پدری‌اش از braavos است.

همینطور وقتی سانسا از پیتر سوال می‌کنه که آیا میدونه Faceless manها چه کسانی هستند؟ می‌بینیم که از اونها بی اطلاع نیست.

همچنین وقتی سانسا بهش میگه که آریا جزو اونها هست جز یک لبخند معنی دار چیزی نمی‌گه.

پیتر-بیلیش-سانسا

و در نهایت اینطور به نظر می‌رسد که پیتر توانسته به خوبی صحنه مرگ خودش رو جعل کند.

و در پایان

در حالی که همه افراد در انتظار این هستند که قهرمان‌اشون چه می‌کنه و بر این باور هستند که اون یک قهرمانه و هیچ اتفاقی نمی‌تونه براش بی‌افته، من در انتظار بازگشت کاراکتری هستم که تمام داستان رو شکل داد، کاراکتری که پایانی به داستان بده دور از ذهن همه …

شاید به این پایان زیبا برسیم شاید هم نه… در هر صورت این شخصیت فوق‌العاده از ذهن‌ها پاک نخواهد شد.

و همونطور که کاربر رددیت نئو گفت:

بیلیش
هرگز اشک نریخت / هرگز زانو نزد / همیشه خندید

یک جمعه‌ی سیاه با دیجیکالا

قطعا با Black Friday  آشنا هستید، مدتی هست که حراجمعه به فروشگاه های اینترنتی ما هم سرایت کرده و در این روز سایت ها و فروشگاه ها برخی اجناس خودشون رو با تخفیفاتی بسیار قابل توجه ارائه می‌کنند.

کد تخفیف از خانواده پرندگان هست و پر داره و میپره …

چهارشنبه قصد خرید یک گوشی جدید رو داشتم و با توجه به کمی نایاب بودن مدل گوشی مد نظرم تصمیم گرفتم از دیجیکالا خرید کنم که گوشی سریع به دستم برسه، در همین حین تبلیغات دیجیکالا درباره تخفیف‌های جمعه اش رو تو تلگرام دیدم و تصمیم گرفتم ۲ روز خریدم رو عقب تر بندازم، خلاصه خرید تو Black Friday با اون همه تبلیغات جذاب دیجیکالا هم حس و حال خودش رو داشت.

جمعه شد و بعد از اینکه دیدم روی گوشی مورد نظرم بعد ۱۲ – ۱۳ ساعت تخفیف ۶ هزارتومنی اعمال شده فرصت رو غنیمت شماریدم و سفارشم رو با کد تخفیف ۲۰ هزارتومنی دیجیکالا ثبت کردم که لذت بیشتری از این خرید و تخفیفات ویژه Black Friday دیجیکالا ببرم، اگر چهارشنبه سفارشم رو ثبت میکردم فقط یک کد تخفیف ۱۵ هزار تومنی بهم به خاطر خرید اول ماه تعلق می‌گرفت. فکرش رو بکنید، ۱۱ هزار تومن تفاوت قیمت !

بعد صبر کردم تا سفارشم تایید بشه، یکم بیشتر صبر کردم، تقریبا ۲۴ ساعتی گذشت که صبر از پاچه ام در رفت و تماس گرفتم با دیجیکالا و بعد از ۶ – ۷ دقیقه پشت خط بودن به سبک قرون وسطی سفارشاتم رو تایید کردن، سایت رو برای اطمینان که چک کردم دیدم ای دل غافل، ۲۰ هزار تومن تخفیف من کو؟ کجا پرواز کرده رفته؟ چرا ۲۰ تومن به مبلغ کل اضافه شده؟ عجب گیری کردیما! الان من این درد رو به کی برم بگم که دوباره دیدم گوشی دستمه و ۶ – ۷ دقیقه دیگه پشت خط هستم (فک کنم یک ۲۰ هزار تومنی پول تلفن دادم فقط D:).

پشتیبان متین دیجیکالا هم با کمال احترام به بنده فرمودن که کد شما پریده و ما هیچ کاری نمیتونیم بکنیم، حالا ما هم مثلا نه مهندسی نرم افزار خوندیم و نه تو هیچ دانشگاهی تدریس کردیم، متاسفانه چون تو باغ وحش هم زندگی نکردیم نمیدونیم کد تخفیف از خانواده پرندگان هست و پر داره و میپره …

خلاصه تنها چیزی که جمعه ي سیاه دیجیکالا برا من داشت، ۴ روز طول کشیدن تحویل کالای مورد نظرم به خاطر شلوغی بود و یک تخفیف ویژه ۶ هزار تومنی که عمرا می‌تونستم از مغازه دار بگیرم.

مرسی دیجیکالا، بابات این تجربه خرید متفاوت.

Kim Dotcom با K.im می‌آید، اینبار برای انقلابی در کپی‌رایت

Kim Dotcom رو به عنوان فرد پشت Megaupload می‌شناسیم، این روزها کیم در حال کار کردن روی یک سرویس جدید هست: K.im

K.im قرار هست که یک سرویس توزیع شده باشه و به کاربران اجازه بده تا محتوای خودشون رو در سرویس‌هایی مختلف از Google و DropBox گرفته تا سایت‌های تورنت آپلود کنند.

مثل همیشه فایل‌ها برای دانلود به صورت رایگان دردستر هستند. اما اینبار یک تفاوتی وجود داره، اون هم اینکه آپلودر میتونه یک مبلغی رو برای فایل درنظر بگیره و بازکردن این نوع فایل‌ها فقط از طریق اپلیکیشن k.im یا افزونه مرورگرش امکانپذیر هست.

سرویس دیگه‌ای که با K.im گره خورده Bitcoin هست که این امکان رو فراهم میکنه فارغ از اینکه افراد کجا هستند بتونند هزینه فایل‌ها رو پرداخت و دانلود کنند.

Dotcom فکر می‌کنه که این سرویس یک انقلاب در کپی رایت ایجاد خواهد کرد و برای همه افراد از سازنده‌های محتوی، صاحبان حقوق نشر و کسایی که عادت به دانلود غیرقانونی دارند مفید خواهد بود.

خیلی‌ها به خاطر موقعیت جغرافیایی که در اون قرار گرفتند نمی‌تونند هزینه فایل‌ها رو پرداخت و یک کپی قانونی از اونها رو داشته باشند با این سرویس این مشکل برطرف خواهد شد.

در ادامه این سرویس این اجازه رو به صاحب و خالقین آثار میده تا بتونند از کپی‌های غیرقانونی کارهاشون کسب درآمد کنند. به این صورت که می‌تونند مدعی یک فایل که صاحبش هستند بشند و درنهایت یک مبلغی متناسب با اون اثر دریافت کنند و آپلودر هم در این حین هویت‌اش حفظ می‌شه.

Dotcom می‌گه که این هدیه‌اش به هالیود، استدیوهای فیلم سازی و همه هست. از دیگر دیدهایی که نسبت به این سرویس وجود داره یک سایت برای دسترسی همه چیز هست، به جای اینکه از تعداد زیادی سرویس و فروشگاه و اکانت و کارت‌های اعتباری بخواید نگه داری کنید فقط با یک سایت سر و کار دارید.

همچنین در برنامه‌ها هست که بتونند گزینه‌ای رو برای دریافت مبالغ از عموم مردم برای رسانه‌ها و … اضافه کنند.

حالا باید صبر کنیم و ببینیم که چند درصد از مردم حاظر هستند از این سرویس استفاده کنند و چند درصد از افرادی که می‌گفتند ما کپی رایت رو رعایت نمی‌کنیم چون نمی‌تونیم هزینه ها رو پرداخت کنیم حاظر هستند از این پس فایلها رو خریداری کنند.

سریال Game of thrones – بازی تاج و تخت برای همیشه تمام شد

… اسپویلر قسمت پایانی فصل هفت بازی تاج و تخت …

بعضی وقت ها … وقتی میخوام قصد و نیت یک فرد رو متوجه بشم، یک بازی کوچیک می‌کنم! بد ترین حالت رو فرض می‌کنم.

پیتر بیلیش…

بخوانید: آیا پیتر بیلیش زنده است؟

واقعا؟ پس چرا وقتی سانسا استارک، لی‌دی برین (lady brienne) رو فرستاد برای ملاقات با سرسی به جای خودش بد ترین حالت رو فرض نکردی؟ چرا فرض نکردی میخواد فکر کنی که قصد داره آریا رو بکشه؟ آهان چون قوه‌ی فرضیه‌ات همراهت نبود.

این پست رو می‌شد خیلی بهتر، با کلی ارجاع و جزئیات نوشت، ولی اینقدر حالم گرفته اس و به هم ریختم که فعلا فقط به لینک زیر افاقه میکنم:

پیتر بیلیش یک نابغه در کتاب و یک احمق واقعی در سریال

حماقت

البته به نظر این حماقت‌ها و ناگهانی به یک احمق واقعی تبدیل شدن می‌تونه حداقل دو دلیل داشته باشه…

قصد اول جمع کردن سریال هست و ندونستن اینکه با یک کارکتر به این قدرتمندی باید چیکار کرد، نه فقط این کارکتر بلکه تمام کارکترهای به درد بخور دچار ریزش می‌شند، نه ریزشی منطقی که تو Red wedding دیدیم، ریزش و حدف هایی کاملاغیر منطقی و قابل حدس به این صورت که کاملا شخصیت‌ها دچار دگرگونی شدند و دیگه خودشون نیستند شما مطمئن هستید به زودی حذف میشند و دیگه ناگهانی و جذاب و منطقی نیست، برای مثال سانسا استارک در حال حاظر از پیتر بیلیش بیشتر پیتر بیلیش هست و بیلیش فرقی با یک فرد با ضریب هوشی منفی نداره. نهایتا میان و ۴ تا کارکتر رو نگه میدارن و تمرکز رو میزارن روی اونا و جمع میکنند داستان رو بره.

از طرف دیگه چون سازندگان Show نشون دادند که میخوان مثل بقیه سریال‌ها بیننده‌ها رو راضی نگه دارند، دارند اون حالت کلیشه‌ای همیشگی که همه چیز خوب تموم میشه و villain ها هم به سزای اعمالشون میرسند رو تا حدی پیاده سازی ‌می‌کنند، تنها چیزی که این سریال رو متفاوت و جذاب می‌کرد…
اگر شما از پیتر بیلیش بدتون میومد و الان خوشحال هستید، با این مرگ فکاهی پیتر، به این نتیجه میرسیم که … بعله! خواستن شما رو راضی نگه دارند، نه الزاما با مرگ پیتر، با اتفاقاتی که چند فصل اخیر در حال رخ دادن هست از سقوط شخصیت‌های منفی و ظاهرا منفی، تا تحت فشار قرار گرفتن و تغییر موضع دادن و به صورت ناگهانی و از یک مغز متفکر به یک احمق تبدیل شدن و از بین بردن بهترین شخصیت‌ها.

شخصیت مورد علاقه من: لرد پیتر بیلیش

پیتر بیلیش شخصیت مورد علاقه من تو سریال بازی تاج و تخت بود و تنها دلیلی که این سریال رو دنبال می‌کردم.

یکی از تیزرهای ابتدایی فصل ۷ به معنی واقعی  من رو ترسوند، تو شمال نجنگ‌ای که پیتر در ابتدای تیزر میگه و پایانی که سانسا از سقوط یک گرگ و باقی موندن یک گله می‌کنه باعث شد من ۶ قسمت رو با ترس و استرس دنبال کنم و بعد از هر قسمت یک نفس راحت بکشم که کارکتر مورد علاقه ام هنوز زنده اس.

از دقیقه شصت و ثانیه بیستم قسمت آخر فصل 7 به بعد پرونده این سریال رو بستم و دیگه دنبالش نمی‌کنم.
هرچند هنوز هم کارکترهای مورد علاقه‌ی دیگه ای هم دارم که هنوز زنده باشند، که تو صدرشون تنها ملکه واقعی وستروس سرسی هست 😀 .

Cersei

امروز خیلی از کسانی که سریال بازی تاج و تخت رو دنبال می‌کنند خوشحال هستند، بالاخره به یکی از چیزایی که میخواستند بعد از 7 فصل دنبال کردن سریال رسیدن، همونطور که بعد از کشته شدن جافری همه خوشحال بودن (منم انصافا جشن گرفته بودم) امروز هم بعد از حذف شدن پیتر بیلیش که یک کارکتر منفور بود خوشحالند (که من عذا گرفتم).

پیتر بیلیش یک villain نیست، بلکه یک احمقه!

اما آیا لرد پیتر بیلیش واقعا یک کارکتر منفی و بد بود؟ جواب این سوال بعد از خوندن چند تا مقاله و نقد و تحلیل پیرامون شخصیت پیتر یک نه بزرگ هست. پیتر شخصیتی بود که تلاش میکرد برای یک اوضاع بهتربا از بین بردن وضع موجود و راه متفاوتی رو برای نیل به این هدف انتخاب کرده بود، برای پیتر هدف وسیله رو توجیه می‌کرد.

تمام این داستان رو پیتر شروع کرد، حتی اولین سکانسی که از سریال می‌بینیم هم پیتر طراحی کرده و پشت اون هست، حتی خیلی از مواردی که شکل گیری داستان نقش دارند و اصلا نمی‌بینیم، بعلاوه تعداد زیادی اتفاقات که در مراحل مختلف سریال رخ میدن و هر کدوم رو چند فصل بعد متوجه می‌شیم دسته گل پیتر بیلیش بودند، درواقع ما پیتر رو زیاد تو سریال نمی‌بینیم اما تقریبا خیلی از اتفاقاتی که می‌بینیم به حرکات و تصمیماتش ربط دارند و بدون این کارکتر اصلا داستانی وجود نداره و هیچ چیزی شروع نمی‌شد.

جدا از اینکه خیلی ها پیتر رو یک Villain می بینند،  پیتر یک شخصیت هوشمند بود، که از فصل ۵ به بعد به شدت کارکترش تغییر پیدا کرد و شروع کرد به انجام حرکات احمقانه.

اواخر فصل پنجم با یکی از دوستان (محمد)، صحبت می‌کردم و بهش گفتم که ممکنه دیگه Game رو دنبال نکنم، شخصیت پیتر کاملا داره عوض می‌شه و احتمال می‌دم که سانسا پیتر رو بکشه اما از کجا این حدس رو زدم؟ از جملات خود پیتر.

جایی که میگه: “کدوم یکی از اینها خطرناک تر هستند؟ دشمنی که رو به روت هست یا کسی که بهش اطمینان داری و پشت مخفیه؟” که اون فرد مخفی خود سانسا هست.

یا جای دیگه به سانسا میگه که “تو میتونی بولتون ها رو Handle کنی چون بازی رو از استادش یاد گرفتی”.

و اینها همه زنگ خطر هستند و اصلا با عقل جور در نمیاد که چرا یک شخصیتی سابقا تا این حد هوشمند به حرف های خودش عمل نمی‌کنه و داره یک نفر دیگه رو آموزش میده و تا خودش رو از بین ببره، چرا تا این حد ریسک کرده و مستقیم وارد عمل شده کاری که عموما هیچ وقت انجام نمیده.

همه میدونیم و شوکه نمی‌شیم!

از سایر اتفاقاتی که همه رو توی شوک برد Red Wedding و مرگ جان اسنو بود.

زمانی که جان اسنو رو کشتن، ما امتحانات پایان ترم داشتیم، یکی از بچه ها‌ (علی، خوش میگذره آلمان ؟ :D)، زنگ زد بهم گفت دیدی؟ گفتم نه! گفت نبین فقط نبین برو امتحان بده بعد ببین. تحت هیچ شرایطی قسمت بعدی رو نبین! که من برام جذاب شد و همون لحظه نشستم دیدم … انصافا حس خاصی نداشتم ولی یکه خوردم.

یا Red wedding که رخ داد همه چیز خیلی برام نرمال بود، اتفاق ناگهانی و جذابی رخ داد و خیلی هم Cool بود چون کسی انتظارش رو نداشت.

تو فصل ۵ احساس کردم پیتر دیگه خود سابقش نیست و در خطر هست با حرکاتش و تو فصل ۶ کاملا مشخص شد که کار پیتر تموم هست و فقط منتظر این بودم که کی… ناگهانی نبود، هر لحظه می‌دونستم که ممکنه حذف بشه…

شخصیت پیتر کاملا عوض شد و مستقیما عملکردی متفاوت از صحبت هایی که می‌کرد داشت و ما متوجه می‌شیم که تهیه کننده های سریال شدیدا در تلاش هستند که اون جو راضی نگه داشتن بینده رو حفظ کنند و همیشه اتفاق های بد رخ نده، حتی به قیمت از بین بردن بهترین کارکترها.

فانتزی در جهت خاص

سانسا کاملا به پیتر بی اعتماد شده. یک نفر اژدها داره و میتونه تو یک لحظه همه حرکات حساب شده یکی دیگه رو از بین ببره، یکی دیگه میتونه گذشته و … رو ببینه و شاید حتی تغییر بده! یکی دیگه میتونه چهره اش رو تغییر بده، مرده زنده میشه و کلا به صورت ناگهانی فانتزی معنی واقعی پیدا می‌کنه تو سریال.

یعنی دیگه مهم نیست یک کارکتر چقدر هوشمند هست، چقدر خوب برنامه چیده و همه چیز رو حساب کرده، چون قدرت خاصی نداره ممکنه تو یک لحظه از بین بره، البته این مورد خاص ما ۲ فصلی هست که برنامه چیدن براش ولی باز هم کاملا احمقانه حذفش کردند.

گرگ تنها که سقوط می‌کنه

آریا وارد میشه، پیتر باز داره با اون خجر خطرناک‌اش اینبار بازی خطرناک تری می‌کنه: وقتی سانسا ازش میپرسه میدونی نامه رو چطور آریا به دست آورده میگه نه! چه ریسک احمقانه ای، یعنی ۱ درصد احتمال نمیده که آریا به خواهرش گفته باشه از کجا نامه رو پیدا کرده، یا حتی بعد از اینکه می‌بینه برن از جمله معروف “آشوب نردبانه” خبر داره و شدید جا می‌خوره هیچ تحقیق مختصر هم پیرامونش نمی‌کنه.

کسی که ادعا می‌کرد اطلاعات قدرته حالا شده کسی که هیچی نمی‌دونه و نمی‌خواد هم بدونه.

بعد از این اتفاقات و تیزری که دیدم، به دوستان گفتم ببینید این دوباره داره با همون خجر بازی میکنه‌ اگر آریا اون خجر رو تو حلقش فرو نکرد! تنها امید من این بود که اون گرگ تنها که سقوط میکنه آریا باشه … که نشد.

خلاصه هر ابله‌ای تو این شرایط میدونه بهترین کاری که باید انجام بده فرار هست.
نکته جالب در طول سریال اینکه عموما هر جا پیتر هست بعد از رفتنش از اون محل یک فتنه ای ایجاد میشه، یعنی در لحظه‌ی رخدادن برنامه‌هایی که چیده حضور نداره و تو یک مکان امن هست ولی حالا این بار حال کرده که خودش رو تحت عمل جراحی قرار بده و به جای مغز کمی کاهو تو سرش بزاره و کاملا خلاف شخصیتی که داره عمل کنه تا یک عده رو راضی نگه‌داره.

مسخره تر از همه اینکه یک مشت بچه این Mastermind رو حذف کردند، یک شخصیتی به این قدرت که فصل قبل گفت اگر بخوای من رو بکشی پس من می میرم، زانو میزنه و التماس میکنه… میگه شایسته این هستم که بهم فرصت بدی از خودم دفاع کنم ولی…

امیدوارم حداقل یک برنامه ای برای زمانی که می‌کشنش چیده باشه و زمزمه ای که قبل مرگش کرد این باشه که همتون می‌میرید 😀

این صحنه رو یادتونه؟

یادتونه بعدش چی شد؟

خلاصه ما علاقمند بودیم صحنه مشابه‌ای رو برای این اتفاق هم ببینیم ولی دیگه قسمت نشد:

حداقل چیزی که برای من داشت اینکه دیگه نه منتظر فصل بعدم، نه میخوام بدونم بعدش چی میشه …

سالگرد درگذشت هادی پاکزاد

مدتی هست که فرصت و علاقه‌ای برای نوشتن مطالب جدید ندارم،  ولی  خوشبحتانه تعداد زیادی بلاگ گنو/لینوکسی فعال هستن و مطالب خیلی جذاب و به روزتری نسبت به چیزایی که تاحالا اینجا نوشتم رو می‌نویسند، منم وقتم رو جاهای دیگه صرف انتقال اطلاعات ناچیزی که دارم به کسایی که علاقمند هستند می‌کنم.

امروز اولین سالگرد درگذشت هادی پاکزاد هست، دوست داشتم یک مطلب کوتاهی بنویسم و به این اتفاق تلخ اشاره ای کرده باشم.

تصویر از ویکی‌پدیا:

سالگرد درگذشت هادی پاکزاد
سالگرد درگذشت هادی پاکزاد

تصویر از instagram ه-پ:

تیک-تاک؛ مثل ساعت کار میکند دنیای تو. دنیای من اما سوت ممتد میکشد؛

روحش شاد.