همه‌ی نوشته‌های میلاد

درباره‌ی میلاد

میلاد هستم، قبلا خودم رو توسعه دهنده وب میدونستم الان دقیقا نمیدونم چیکاره‌ام، فقط دانشجو نرم افزار رو میدونم هستم. برنامه نوشتن رو دوست دارم، هر تکنولوژی، زبان‌برنامه‌نویسی و ... ای که باهاش حال کنم میرم سر وقتش و هر وقت هم بخواب Drop میکنمش. خوشبختانه تنها سیستم عاملی که باهاش حال میکنم گنو/لینوکس هست، رو توزیع شخصی سازی شده خودم بر پایه Ubuntu Mini‌ هستم. توزیع های مورد علاقه‌ام Arch Linux, Slackware, Debian و همین نسخه شخصی سازی شده خودم هست، OpenBox و Xfce و دیگر هیچ.

Kim Dotcom با K.im می‌آید، اینبار برای انقلابی در کپی‌رایت

Kim Dotcom رو به عنوان فرد پشت Megaupload می‌شناسیم، این روزها کیم در حال کار کردن روی یک سرویس جدید هست: K.im

K.im قرار هست که یک سرویس توزیع شده باشه و به کاربران اجازه بده تا محتوای خودشون رو در سرویس‌هایی مختلف از Google و DropBox گرفته تا سایت‌های تورنت آپلود کنند.

مثل همیشه فایل‌ها برای دانلود به صورت رایگان دردستر هستند. اما اینبار یک تفاوتی وجود داره، اون هم اینکه آپلودر میتونه یک مبلغی رو برای فایل درنظر بگیره و بازکردن این نوع فایل‌ها فقط از طریق اپلیکیشن k.im یا افزونه مرورگرش امکانپذیر هست.

سرویس دیگه‌ای که با K.im گره خورده Bitcoin هست که این امکان رو فراهم میکنه فارغ از اینکه افراد کجا هستند بتونند هزینه فایل‌ها رو پرداخت و دانلود کنند.

Dotcom فکر می‌کنه که این سرویس یک انقلاب در کپی رایت ایجاد خواهد کرد و برای همه افراد از سازنده‌های محتوی، صاحبان حقوق نشر و کسایی که عادت به دانلود غیرقانونی دارند مفید خواهد بود.

خیلی‌ها به خاطر موقعیت جغرافیایی که در اون قرار گرفتند نمی‌تونند هزینه فایل‌ها رو پرداخت و یک کپی قانونی از اونها رو داشته باشند با این سرویس این مشکل برطرف خواهد شد.

در ادامه این سرویس این اجازه رو به صاحب و خالقین آثار میده تا بتونند از کپی‌های غیرقانونی کارهاشون کسب درآمد کنند. به این صورت که می‌تونند مدعی یک فایل که صاحبش هستند بشند و درنهایت یک مبلغی متناسب با اون اثر دریافت کنند و آپلودر هم در این حین هویت‌اش حفظ می‌شه.

Dotcom می‌گه که این هدیه‌اش به هالیود، استدیوهای فیلم سازی و همه هست. از دیگر دیدهایی که نسبت به این سرویس وجود داره یک سایت برای دسترسی همه چیز هست، به جای اینکه از تعداد زیادی سرویس و فروشگاه و اکانت و کارت‌های اعتباری بخواید نگه داری کنید فقط با یک سایت سر و کار دارید.

همچنین در برنامه‌ها هست که بتونند گزینه‌ای رو برای دریافت مبالغ از عموم مردم برای رسانه‌ها و … اضافه کنند.

حالا باید صبر کنیم و ببینیم که چند درصد از مردم حاظر هستند از این سرویس استفاده کنند و چند درصد از افرادی که می‌گفتند ما کپی رایت رو رعایت نمی‌کنیم چون نمی‌تونیم هزینه ها رو پرداخت کنیم حاظر هستند از این پس فایلها رو خریداری کنند.

سریال Game of thrones – بازی تاج و تخت برای همیشه تمام شد

… اسپویلر قسمت پایانی فصل هفت بازی تاج و تخت …

بعضی وقت ها … وقتی میخوام قصد و نیت یک فرد رو متوجه بشم، یک بازی کوچیک می‌کنم! بد ترین حالت رو فرض می‌کنم.

پیتر بیلیش…

واقعا؟ پس چرا وقتی سانسا استارک، لی‌دی برین (lady brienne) رو فرستاد برای ملاقات با سرسی به جای خودش بد ترین حالت رو فرض نکردی؟ چرا فرض نکردی میخواد فکر کنی که قصد داره آریا رو بکشه؟ آهان چون قوه‌ی فرضیه‌ات همراهت نبود.

این پست رو می‌شد خیلی بهتر، با کلی ارجاع و جزئیات نوشت، ولی اینقدر حالم گرفته اس و به هم ریختم که فعلا فقط به لینک زیر افاقه میکنم:

پیتر بیلیش یک نابغه در کتاب و یک احمق واقعی در سریال

حماقت

البته به نظر این حماقت‌ها و ناگهانی به یک احمق واقعی تبدیل شدن می‌تونه حداقل دو دلیل داشته باشه…

قصد اول جمع کردن سریال هست و ندونستن اینکه با یک کارکتر به این قدرتمندی باید چیکار کرد، نه فقط این کارکتر بلکه تمام کارکترهای به درد بخور دچار ریزش می‌شند، نه ریزشی منطقی که تو Red wedding دیدیم، ریزش و حدف هایی کاملاغیر منطقی و قابل حدس به این صورت که کاملا شخصیت‌ها دچار دگرگونی شدند و دیگه خودشون نیستند شما مطمئن هستید به زودی حذف میشند و دیگه ناگهانی و جذاب و منطقی نیست، برای مثال سانسا استارک در حال حاظر از پیتر بیلیش بیشتر پیتر بیلیش هست و بیلیش فرقی با یک فرد با ضریب هوشی منفی نداره. نهایتا میان و ۴ تا کارکتر رو نگه میدارن و تمرکز رو میزارن روی اونا و جمع میکنند داستان رو بره.

از طرف دیگه چون سازندگان Show نشون دادند که میخوان مثل بقیه سریال‌ها بیننده‌ها رو راضی نگه دارند، دارند اون حالت کلیشه‌ای همیشگی که همه چیز خوب تموم میشه و villain ها هم به سزای اعمالشون میرسند رو تا حدی پیاده سازی ‌می‌کنند، تنها چیزی که این سریال رو متفاوت و جذاب می‌کرد…
اگر شما از پیتر بیلیش بدتون میومد و الان خوشحال هستید، با این مرگ فکاهی پیتر، به این نتیجه میرسیم که … بعله! خواستن شما رو راضی نگه دارند، نه الزاما با مرگ پیتر، با اتفاقاتی که چند فصل اخیر در حال رخ دادن هست از سقوط شخصیت‌های منفی و ظاهرا منفی، تا تحت فشار قرار گرفتن و تغییر موضع دادن و به صورت ناگهانی و از یک مغز متفکر به یک احمق تبدیل شدن و از بین بردن بهترین شخصیت‌ها.

شخصیت مورد علاقه من: لرد پیتر بیلیش

پیتر بیلیش شخصیت مورد علاقه من تو سریال بازی تاج و تخت بود و تنها دلیلی که این سریال رو دنبال می‌کردم.

یکی از تیزرهای ابتدایی فصل ۷ به معنی واقعی  من رو ترسوند، تو شمال نجنگ‌ای که پیتر در ابتدای تیزر میگه و پایانی که سانسا از سقوط یک گرگ و باقی موندن یک گله می‌کنه باعث شد من ۶ قسمت رو با ترس و استرس دنبال کنم و بعد از هر قسمت یک نفس راحت بکشم که کارکتر مورد علاقه ام هنوز زنده اس.

از دقیقه شصت و ثانیه بیستم قسمت آخر فصل 7 به بعد پرونده این سریال رو بستم و دیگه دنبالش نمی‌کنم.
هرچند هنوز هم کارکترهای مورد علاقه‌ی دیگه ای هم دارم که هنوز زنده باشند، که تو صدرشون تنها ملکه واقعی وستروس سرسی هست 😀 .

Cersei

امروز خیلی از کسانی که سریال بازی تاج و تخت رو دنبال می‌کنند خوشحال هستند، بالاخره به یکی از چیزایی که میخواستند بعد از 7 فصل دنبال کردن سریال رسیدن، همونطور که بعد از کشته شدن جافری همه خوشحال بودن (منم انصافا جشن گرفته بودم) امروز هم بعد از حذف شدن پیتر بیلیش که یک کارکتر منفور بود خوشحالند (که من عذا گرفتم).

پیتر بیلیش یک villain نیست، بلکه یک احمقه!

اما آیا لرد پیتر بیلیش واقعا یک کارکتر منفی و بد بود؟ جواب این سوال بعد از خوندن چند تا مقاله و نقد و تحلیل پیرامون شخصیت پیتر یک نه بزرگ هست. پیتر شخصیتی بود که تلاش میکرد برای یک اوضاع بهتربا از بین بردن وضع موجود و راه متفاوتی رو برای نیل به این هدف انتخاب کرده بود، برای پیتر هدف وسیله رو توجیه می‌کرد.

تمام این داستان رو پیتر شروع کرد، حتی اولین سکانسی که از سریال می‌بینیم هم پیتر طراحی کرده و پشت اون هست، حتی خیلی از مواردی که شکل گیری داستان نقش دارند و اصلا نمی‌بینیم، بعلاوه تعداد زیادی اتفاقات که در مراحل مختلف سریال رخ میدن و هر کدوم رو چند فصل بعد متوجه می‌شیم دسته گل پیتر بیلیش بودند، درواقع ما پیتر رو زیاد تو سریال نمی‌بینیم اما تقریبا خیلی از اتفاقاتی که می‌بینیم به حرکات و تصمیماتش ربط دارند و بدون این کارکتر اصلا داستانی وجود نداره و هیچ چیزی شروع نمی‌شد.

جدا از اینکه خیلی ها پیتر رو یک Villain می بینند،  پیتر یک شخصیت هوشمند بود، که از فصل ۵ به بعد به شدت کارکترش تغییر پیدا کرد و شروع کرد به انجام حرکات احمقانه.

اواخر فصل پنجم با یکی از دوستان (محمد)، صحبت می‌کردم و بهش گفتم که ممکنه دیگه Game رو دنبال نکنم، شخصیت پیتر کاملا داره عوض می‌شه و احتمال می‌دم که سانسا پیتر رو بکشه اما از کجا این حدس رو زدم؟ از جملات خود پیتر.

جایی که میگه: “کدوم یکی از اینها خطرناک تر هستند؟ دشمنی که رو به روت هست یا کسی که بهش اطمینان داری و پشت مخفیه؟” که اون فرد مخفی خود سانسا هست.

یا جای دیگه به سانسا میگه که “تو میتونی بولتون ها رو Handle کنی چون بازی رو از استادش یاد گرفتی”.

و اینها همه زنگ خطر هستند و اصلا با عقل جور در نمیاد که چرا یک شخصیتی سابقا تا این حد هوشمند به حرف های خودش عمل نمی‌کنه و داره یک نفر دیگه رو آموزش میده و تا خودش رو از بین ببره، چرا تا این حد ریسک کرده و مستقیم وارد عمل شده کاری که عموما هیچ وقت انجام نمیده.

همه میدونیم و شوکه نمی‌شیم!

از سایر اتفاقاتی که همه رو توی شوک برد Red Wedding و مرگ جان اسنو بود.

زمانی که جان اسنو رو کشتن، ما امتحانات پایان ترم داشتیم، یکی از بچه ها‌ (علی، خوش میگذره آلمان ؟ :D)، زنگ زد بهم گفت دیدی؟ گفتم نه! گفت نبین فقط نبین برو امتحان بده بعد ببین. تحت هیچ شرایطی قسمت بعدی رو نبین! که من برام جذاب شد و همون لحظه نشستم دیدم … انصافا حس خاصی نداشتم ولی یکه خوردم.

یا Red wedding که رخ داد همه چیز خیلی برام نرمال بود، اتفاق ناگهانی و جذابی رخ داد و خیلی هم Cool بود چون کسی انتظارش رو نداشت.

تو فصل ۵ احساس کردم پیتر دیگه خود سابقش نیست و در خطر هست با حرکاتش و تو فصل ۶ کاملا مشخص شد که کار پیتر تموم هست و فقط منتظر این بودم که کی… ناگهانی نبود، هر لحظه می‌دونستم که ممکنه حذف بشه…

شخصیت پیتر کاملا عوض شد و مستقیما عملکردی متفاوت از صحبت هایی که می‌کرد داشت و ما متوجه می‌شیم که تهیه کننده های سریال شدیدا در تلاش هستند که اون جو راضی نگه داشتن بینده رو حفظ کنند و همیشه اتفاق های بد رخ نده، حتی به قیمت از بین بردن بهترین کارکترها.

فانتزی در جهت خاص

سانسا کاملا به پیتر بی اعتماد شده. یک نفر اژدها داره و میتونه تو یک لحظه همه حرکات حساب شده یکی دیگه رو از بین ببره، یکی دیگه میتونه گذشته و … رو ببینه و شاید حتی تغییر بده! یکی دیگه میتونه چهره اش رو تغییر بده، مرده زنده میشه و کلا به صورت ناگهانی فانتزی معنی واقعی پیدا می‌کنه تو سریال.

یعنی دیگه مهم نیست یک کارکتر چقدر هوشمند هست، چقدر خوب برنامه چیده و همه چیز رو حساب کرده، چون قدرت خاصی نداره ممکنه تو یک لحظه از بین بره، البته این مورد خاص ما ۲ فصلی هست که برنامه چیدن براش ولی باز هم کاملا احمقانه حذفش کردند.

گرگ تنها که سقوط می‌کنه

آریا وارد میشه، پیتر باز داره با اون خجر خطرناک‌اش اینبار بازی خطرناک تری می‌کنه: وقتی سانسا ازش میپرسه میدونی نامه رو چطور آریا به دست آورده میگه نه! چه ریسک احمقانه ای، یعنی ۱ درصد احتمال نمیده که آریا به خواهرش گفته باشه از کجا نامه رو پیدا کرده، یا حتی بعد از اینکه می‌بینه برن از جمله معروف “آشوب نردبانه” خبر داره و شدید جا می‌خوره هیچ تحقیق مختصر هم پیرامونش نمی‌کنه.

کسی که ادعا می‌کرد اطلاعات قدرته حالا شده کسی که هیچی نمی‌دونه و نمی‌خواد هم بدونه.

بعد از این اتفاقات و تیزری که دیدم، به دوستان گفتم ببینید این دوباره داره با همون خجر بازی میکنه‌ اگر آریا اون خجر رو تو حلقش فرو نکرد! تنها امید من این بود که اون گرگ تنها که سقوط میکنه آریا باشه … که نشد.

خلاصه هر ابله‌ای تو این شرایط میدونه بهترین کاری که باید انجام بده فرار هست.
نکته جالب در طول سریال اینکه عموما هر جا پیتر هست بعد از رفتنش از اون محل یک فتنه ای ایجاد میشه، یعنی در لحظه‌ی رخدادن برنامه‌هایی که چیده حضور نداره و تو یک مکان امن هست ولی حالا این بار حال کرده که خودش رو تحت عمل جراحی قرار بده و به جای مغز کمی کاهو تو سرش بزاره و کاملا خلاف شخصیتی که داره عمل کنه تا یک عده رو راضی نگه‌داره.

مسخره تر از همه اینکه یک مشت بچه این Mastermind رو حذف کردند، یک شخصیتی به این قدرت که فصل قبل گفت اگر بخوای من رو بکشی پس من می میرم، زانو میزنه و التماس میکنه… میگه شایسته این هستم که بهم فرصت بدی از خودم دفاع کنم ولی…

امیدوارم حداقل یک برنامه ای برای زمانی که می‌کشنش چیده باشه و زمزمه ای که قبل مرگش کرد این باشه که همتون می‌میرید 😀

این صحنه رو یادتونه؟

یادتونه بعدش چی شد؟

خلاصه ما علاقمند بودیم صحنه مشابه‌ای رو برای این اتفاق هم ببینیم ولی دیگه قسمت نشد:

حداقل چیزی که برای من داشت اینکه دیگه نه منتظر فصل بعدم، نه میخوام بدونم بعدش چی میشه …

سالگرد درگذشت هادی پاکزاد

مدتی هست که فرصت و علاقه‌ای برای نوشتن مطالب جدید ندارم،  ولی  خوشبحتانه تعداد زیادی بلاگ گنو/لینوکسی فعال هستن و مطالب خیلی جذاب و به روزتری نسبت به چیزایی که تاحالا اینجا نوشتم رو می‌نویسند، منم وقتم رو جاهای دیگه صرف انتقال اطلاعات ناچیزی که دارم به کسایی که علاقمند هستند می‌کنم.

امروز اولین سالگرد درگذشت هادی پاکزاد هست، دوست داشتم یک مطلب کوتاهی بنویسم و به این اتفاق تلخ اشاره ای کرده باشم.

تصویر از ویکی‌پدیا:

سالگرد درگذشت هادی پاکزاد
سالگرد درگذشت هادی پاکزاد

تصویر از instagram ه-پ:

تیک-تاک؛ مثل ساعت کار میکند دنیای تو. دنیای من اما سوت ممتد میکشد؛

روحش شاد.

اسکم چیه؟ اسکمر کیه؟ چطوری سرکار بزاریمشون؟

زمبه عزیز
من پرنس فلان هستم، یه چند صد میلیون دلاری دارم که میخوام برام ۲۴ ساعت نگه داری، جزئیاتی از حساب بانکیت رو که زیر ایمیل مطرح کردم برام بفرست تا پول رو انتقال بدم به حسابت.

قربانت، بوس بوس.

حالا اگر احیانا تو آدرس ایمیل اسم طرف باشه احتمالا نامه اینجوری شروع میشه: سلام میلاد عزیز یا حالا هر چی، فکر کنم منظورم رو رسوندم. این یه نمونه ساده از یه ایمیل اسپم هست که امیدواره اطلاعات بانکی افراد رو سرقت کنه، بحث ایمیل‌های اسپم، حملات فیشنگ و… خیلی طولانیه و قصد ندارم واردش بشم.

اگر به یک ایمیل اسپم جواب بدید چی میشه؟

شما نباید هیچ وقت حتی یک ایمیل اسپم و ناشناس رو باز کنید، چون در مرحله اول با استفاده از تکنیک‌هایی میتوند متوجه بشند که ایمیل شما فعال و یک ایمیل زنده هست، به همین خاطر با تعداد بیشتری ایمیل اسپم مواجه می‌شید، اگر جواب بدید که عملا دارید درخواست میکنید تا تعداد بیشتری اسپم براتون ارسال کنند. اما برای تفریح میشه یک ایمیل جدید ساخت و کمی سر به سر اسپمر عزیز گداشت، james veitch یک کمدین هست که تو ویدیو زیر (TED) توضیح میده چطور هفته‌ها یک اسپمر به صورت کاملا خنده داری سرکار گذاشته.

respond-to-spam-mail

اسکم رو میشه یه جورای گفت عمل کلاهبرداری، با توجه به اینکه این روزا تکنولوژی وسعت پیدا کرده و حجم وسیعی از افراد فقط استفاده کننده این تکنولوژی ها هستند و از نحوه عملکرد اون‌ها باخبر نیستن متاسفانه فضایی ایجاد میشه برای اسکمرها (کلاهبردارها) تا بتونن از بی‌اطلاعی افراد سواستفاده کنند به مقاصد شوم خودشون برسند.

scammersاینکه شما رو فریب بدن و اطلاعات مورد نیازشون رو خودتون بهشون بدید، اینکه با تجهیزات، نرم افزار، سرویس‌های اینترنتی و یا … اطلاعات مورد نظرشون رو مورد سرقت قرار بدن، اینکه شما رو قانع کنن که یه محصول یا سرویس که بهش نیاز ندارید رو بخرید، اینکه تو خیابون شما رو قانع کنن به پول نیاز دارند تا بهشون کمک کنید همه اسکم هستند.

کلاهبرداری همیشه وجود داشته فقط با توجه به زمان و شرایط و سطح اطلاعات مردم جامعه شکل های مختلفی به خودش میگرفته، در نتیجه تو هر بازه زمانی ممکنه از وسیله‌ها و روش‌های گوناگونی برای اینکار بهره بگیرند، برای مثال زمانی ایمیل‌های اسپم مرسوم بود و هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرند، این روزها ممکنه مستقیما بهتون زنگ بزنند، پیامک بدند، از اکانت های شبکه های اجتماعی استفاده کنند و …

حالا ما که اطلاعات کافی داریم باید چیکار کنیم؟

خوب در مرحله اول باید سعی کنیم اطلاعات لازم برای مقابله با هرگونه سو استفاده رو در اختیار بقیه قرار بدیم و بهشون کمک کنیم تا به سادگی فریب این افراد سودجو رو نخورند و در صورت مواجه باهشون به سازمان‌های مربوطه اطلاع بدیم، درمرحله دوم میتونیم این اسکمرها رو سرکارشون بزاریم و لحظاتی سرشار از سرگرمی و شادی ایجاد کنیم، یک نمونه رو پیشتر مشاهده کردید، بقیه رو هم در ادامه با هم می‌بینیم.

sinfeld-telemarketer
یکی از صحنه‌های مورد علاقه من تو سریال ساینفلد زمانی هست که یک telemarketer (بازاریابی که تماس میگیره و تلاش میکنه به شما یک محصول / سرویس و … رو بفروشه) به خونه جری زنگ میزنه، جری بهش میگه که نمیتونم صحبت کنم، شماره‌ات رو بهم بده بعدا بهت زنگ میزنم، telemarketer میگه اجازه نداریم این کار رو انجام بدیم، جری در جواب اینطور میگه که گمون میکنم نمیخوای مردم زنگ بزنن به خونه‌ات؟ طرف هم تایید میکنه و اینجا پانچ لاین دیالوگ صورت میگره، جری: پس حالا میدونی من چه احساسی دارم. (فصل ۴ – قسمت ۳).

اگر معنی scam رو تو سایت computer hope چک کنید اینطور توضیح میده: کسب و کاری که با نیت کلاه‌برداری ایجاد شده باشه، چیزی که این روزا خیلی دیده می‌شه پشتیبان‌های فنی جعلی مایکروسافت هستند، این افرادی که عموما از هندوستان هستند به صورت رندم یا با استفاده از اطلاعاتی که در دست دارن با افراد تماس می‌گیرند، مدعی می‌شند که سرورهاشون از کامپیوتر قربانی هشدارهایی دریافت کرده مبنی بر اینکه آلوده هست.

infected-computer
صبر کن ببینم، چی شد؟
شنیدن همین جمله برای من کافیه که اون سیستم‌عاملی رو که با سرورهای پشتیبان‌های هندی ارتباط داره رو بزارم کنار، البته این فقط یک ادعا هست که تماسشون با مخاطب رو توجیه کنند به سیستمش متصل بشند و … حالا جالب میشه اگر از گنو/لینوکس استفاده کنید نه؟ یا یک خبره کامپیوتر باشید، یا کارشناس حوضه ای که طرف ادعا میکنه.

چطوری بزاریمشون سر کار؟

بگذریم، بزارید برسیم به قسمت فان ماجرا، افراد زیادی هستند که سعی میکنن دست این افراد یا اینگونه شرکت ها و … رو رو کنن، سرکارشون بزارن، وقتشون رو تلف کنند و ازشون انتقام بگیرند.

بزارید با یک گزینه گنو/لینوکسی شروع کنیم، تو این ویدیو یه محیط مجازی که توش مینت نصب شده رو میدن دست اسکمر که فک میکنه software center برنامه امنیتی هست و ادامه داستان.

1
فرض کنید اسکمر تلاش میکنه شماره کارت و رمز شما رو ازتون بگیره، تو این حالت میتونید عینک خیالی خودتون رو گم کنید و تلاش کنید با لمس کردن کارت خیالی شماره هایی خیالی رو براش بخونید و کلی بخندید، مثلا من یه B حس میکنم، نه نه اون 8 هست، نه مطمئنم B هست، ویدیو زیر رو ببینید:

blur
حالا که تا اینجا ادامه دادید، جایزه دارید، جایزتون این ویدیو اخر هست، با این روش میتونید اسکمرتون رو به مرز دیوانگی بکشید.

imp
امیدوارم حسابی خندیده باشید، یادتون نره که بقیه رو آگاه کنید و بهشون یاد بدید چه طور در مقابل کلاهبردارها از اطلاعات و … خودشون محفاظت کنن، الان میدونید دفعه بعد یکی بهتون زنگ زد و مدعی شد با گرفتن اطلاعات کارتتون میخواد چند ده میلیون براتون واریز کنه چه طور بزاریدش سرکار.

لینوکس عجیب و غریبه

Bryan Lunduke رو که باید بشناسید، اگر نمی‌شناسید بگم که ایشون یک نویسنده، ژورنالیست حوزه تکنولوژی و … هستند و بیشتر به خاطر پرزنت‌های فانی که دارن شناخته شده‌اند، یه پرزنت نسبتا جدید با عنوان Linux is freaking weird یا همون لینوکس عجیب و غریبه منتشر کردن که تازه دیدمش و برام جذاب و جالب بود.

linux-is-weird

تو این ویدیو برایان دیوایس‌ها و سیستم‌های مختلفی که از لینوکس یا به نحوی توزیع‌های گنو/لینوکسی استفاده می‌کنند، که خیلی فان، عجیب غریب و بی ربط به هم هستند رو معرفی می‌کنه و قطعا دیدنش براتون جذاب خواهد بود.

یک اشاره‌ای به برخی از این دیواس‌ها و… بخوام بکنم: دیگ‌ پخت‌وپز الکترونیکی و یهو به صورت ناگهانی ایستگاه فضایی، موتورسیکلت و دستگاه شیر دوشی گاو! باربی!؟ و خیلی چیزای باحال دیگه، در ادامه هم یه شوخی خیلی جالب با اوبونتو میکنه به افتخار فدورایی‌ها که همیشه سر به سرشون میزاره.

گزینه دیگه که ارزش صحبت داره رزبری پایی هست که تنظیم شده تا صدای پارس سگ رو تشخیص بده و اگر صدا واقعا صدای پارس کردن سگ بود به صورت اتوماتیک در رو برایش باز کنه، همچین کاری فقط از یک گیک خسته بر میاد.

ویدیو رو می‌تونید اینجا ببینید.